![]() |
سه شنبه 27 تير 1391 |
از گذشتن عمرم میترسم...... از فکر کردن به اینکه گذشت زمان تورا برایم دست نیافتنی تر میکند میترسم.... از فکر کردن به اینکه هر لحظه که میگذرد تومرا بیشتر فراموش میکنی میترسم.... از خودم .از تو میترسم........نمی خواهم اینگونه باشم.... از عشق از تنفر میترسم..... از اینکه امسال عید را باید بدون تو جشن بگیرم میترسم....آخر بی معرفت چگونه در نبود تو شادی کنم...................... میترسم....از گریه میترسم....از اینکه همگان مرا دیوانه خوانند میترسم.... خیلی میترسم.... آغوشت کجاست تا مرا به آرامش برساند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظرات شما عزیزان:
![]() نویسنده : گلپونه
![]() |